وقتی حتی هشدارِ مراقبت، با منگنه به دیوار کوبیده شده. چه دیوار بینوایی که نه از غریبه محبتی دید و نه از دوست. «رو درخت با نوک خنجر، زنده باد درخت نوشتیم» بیشتر »
حضور برخی آدمها آنقدر دلنشین است که دلت میخواهد پلک هم نزنی تا مبادا لحظه ای از دستت برود.آنقدر دلنشین که وقت رفتن آرزو میکنی عطسه کند و تو با همه دشمنی هایت با خرافات بگویی صبر کن صبر آمد. و من بعد از تمام این حضورهای دلنشین از خودم میپرسم: تکراری… بیشتر »
حضور برخی آدمها آنقدر دلنشین است که دلت میخواهد پلک هم نزنی تا مبادا لحظه ای از دستت برود.آنقدر دلنشین که وقت رفتن آرزو میکنی عطسه کند و تو با همه دشمنی هایت با خرافات بگویی صبر کن صبر آمد. و من بعد از تمام این حضورهای دلنشین از خودم میپرسم: تکراری… بیشتر »